الشيخ رسول جعفريان
212
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
ابن خالويه گفته است : كلمهء « جاهليت » اسمى است كه در اسلام بوجود آمده و اطلاق بر دوران قبل از بعثت شده است ؛ كلمهء منافق مفهومى اسلامى است كه در جاهليت به كار نمىرفته است ، ابن اعرابى گفته است : كلمهء فاسق نه در كلمات جاهلى و نه در شعر آنها هيچ گاه شنيده نشده است . احمد امين بعد از نقل اين كلمات نتيجه مىگيرد كه : پس ما نمىتوانيم بگوييم كه لغات قرآن مىتواند نشانگر معارف عقلى دوران جاهلى باشد . « 1 » دربارهء معناى « كتاب » يا حتى « قلم » و برخى مفاهيم ديگر نيز تا حدودى همين بحث مصداق دارد . شعر و خطابه گفته مىشود كه از جمله نشانههاى فرهنگ و تمدن ، فرهنگ شعر و شاعرى و خطابه سرايى است ، كه در جاهليت رواج فراوان داشته است . در اينجا بايد ضمن تأييد اهميت اين امر ، بر اين نكته تأكيد كرد كه آنچه مىتواند در شعر و خطابه نشانگر تكامل عقلانى جامعه باشد محتواى شعر است . شعر گفتن در ميان عرب جاهلى امرى پر رونق و بازار شعر و شاعرى بسيار گرم بوده است ؛ آنها در مجالس عيش و عشرت ، در ميادين جنگ و جدال ، در مواقع سرودن مرثيه و تحريك به انتقام و يا نشان دادن فضل و برترى خود به شعر گفتن مىپرداختند ؛ بازار عكاظ يكى از محلهاى معروفى است كه معمولًا شاعران در آنجا اشعار خويش را مىخواندهاند . « 2 » ابن سلام مىگويد : در جاهليت ، شعر ديوان علم عرب « 3 » و منتهاى حكمت آنها بوده و از آن شروع و به آن خاتمه مىدادند . « 4 » يعقوبى مىگويد : شعر در ميان عرب به جاى حكمت آنها و افزونى دانش آنها بود . هنگامى كه در ميان يك قبيله شاعرى ماهر وجود داشت . . . او را در بازارهايى كه هر ساله در آن گرد مىآمدند آورده و يا در هنگامهء حج خانهء كعبه حاضر مىكردند تا همهء قبايل و عشاير گرد آمده ، شعر او را بشنوند ، آنها اين را يك افتخار و شرافت محسوب مىكردند . « 5 » از اين مطالب برمىآيد كه شعر در نزد عرب جايگاه بلندى داشته و از مفاخر هر قبيله داشتن شاعران چندى بوده است . عمر گفته است : شعر دانش قومى بوده كه علم بهتر و صحيحترى نداشتند ، با آمدن اسلام وقتى عرب متوجه جهاد شد از گفتن شعر و روايات آن باز ماند ، گرچه بعد از فتوحات ، دو مرتبه به روايت شعر پرداختند . « 6 » سيوطى گويد : آنها به كمك شعر انساب خود را حفظ ، مآثر خود را ذكر و زبان عربى را
--> ( 1 ) . فجر الاسلام ، ص 54 ( 2 ) . بلوغ الارب ، ج 1 ، ص 267 ( 3 ) . المحاسن والمساوى ، ج 1 ، ص 10 و 11 ( 4 ) . طبقات الشعراء ، ص 10 ( 5 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 1 ، ص 262 ( 6 ) . طبقات الشعراء ، ص 10 ؛ المزهر ، ج 2 ، ص 473